امير علي مردانيامير علي مرداني، تا این لحظه: 17 سال و 5 ماه و 8 روز سن داره

باهوشم

اولین رفتن به استادیوم بسکتبال

امروز برای اولین بار بردمت استادیوم بسکتبال عمو سعید را از نزدیک نگاه کردی .کلی ذوق کرده بودی می خواستی بری بپری پایین و با آنها بسکتبال بازی کنی .....نی نی دیگه ای هم آمده بود آن را خیلی بوس می کردی و کلی مهربون شده بودی .خلاصه اصلا جی حجی نخوردی و نخوابیدی و فقط روی پله ها بازی می کردی .و تشویق می کردی می گفتی گل ................ اما حالا از خسته گی قش کردی و خوابیدی ... ...
28 بهمن 1389

بدون عنوان

نمی دونی چه حکایتی داریم وقتی می خوای غذا بخوری فرار می کنی پشت مبلا و بعضی وقتها شروع به پی پی کردن می کنی ..... الان که خوابیدی یادم افتاد. ...
27 بهمن 1389

بدون عنوان

مامانی من الان راحت خوابیده ....للالالالالالالاااااااااااااااااااااییییییییییییییییییی اما مامان دلش واسه زیاد حرف زدنات تنگ میشه پاشو دوباره حرف بزن شعر بخون ....... پاشو بسه دیگه ..... همه عشقم تقدیم تو ...
27 بهمن 1389

خبره تازه

فردا عمو سعید بازی داره و ما می خوایم با اجازه بابا بریم تشویق تا برنده بشه بابا نمی تونه بیاد چون داره پول در می یاره ...
27 بهمن 1389

بدون عنوان

سلامی گرم به امیر علی مامان امروز بلاخره من و بابا صادق تونستیم این وبلاگ را واست درست کنیم . و تقدیم به تو که بهترینی ۱۳۸۹ دوست داریم   برو ادامه مطالب تا بابایی عاشق رو ببینی ....  امیر علی بابا من عاشقتم .   اامیدوارم همیشه موفق باشی   و خوشبخت ...  و پیر شی .................................. و ازدواج کنی  و پیروز باشی دوست دارم ...
27 بهمن 1389

اولین و دومین محرم

این دومین لباس سقا توست که یا حسین می گفتی .... در اولین محرم و اولین لباس سقا خیلی ناز شده بودی اما هوا خیلی سرد بود و لباس زیاد پوشیده بودی .در روز عاشورا خیلی شلوغ بود و ما وسط جمعیت گیر کرده بودیم . تو گیر داده بودی که بادکنک می خواستی و بابا هم در آن شلوغی واست خرید ..... بعدشم راحت خوابیدی .انگار نه انگار................   ...
27 بهمن 1389

و اما یک سال گذشت ...................

تمام خاطرات با تو بودن چه آسان و چه سخت از دندان ها و ختنه و سرما خوردنات تا واکسن زدنات گذشت و سال ۸۸ تمام شد . و سال جدید آمد و تو در لحظه سال تحویل خوابیدی .... در روز اول بیمارستان که به دنیا آمدی و ... لحظه سال تحویل ۸۸ و چند دقیقه تا سال تحویل ......             ...
27 بهمن 1389
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به باهوشم می باشد