خیلی خراب کار و شیطون شدی ....
ببین این مامان از دستت چی می کشه صبح و عصر که باید بیرون ببرتت .وقتی هم خانه هستی باید باهات بازی کنه .و حرف بزنه و شعر بخونه .واسه بابا باید هر روز غذا درست کنه و به کارهای خودش و خانه برسد و برای تو هم هر روز سوپ درست کنم .خاطراتت را در وبلاگت هم بنویسد .با بابا هم فیلم ببیند و حرف بزند .به دوستان و اشنایان هم برسد هر کی هر کاری داره از مامان کمک می خواد.
و این خانه را که تو هر روز به هم ریخته و کثیف می کنی تمیز بکند .اخه چقدر خسته شدم مامان جون .از اتاق تا اشپزخانه تا پذیرایی پر از اسباب بازیهایت ...........همه جا پخش شده و کلی خیار و سیب و کش مش همه جا ریخته شده .واییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی چه کنم .

بدون شرح .............................

ببین چی کردی مگه پاک میشه اخه .تا برم نهار بزارم تو هم اینطور کردی .

گوشه ای از خرابکاریهات .تازه همه لباسهات می یاری وسط پذیرایی می گی مرتب کردم مامان ببین.


خیلی خراب کار و شیطون شدی ....
