روزهای سخت دندون دراوردن
٥ روز هست با بهانه گیریهای تو ما هم اواره پارکها شدیم تا جایی که شاممان را هم در پارک ها می حوریم و فقط برای خواب به خانه میاییم .٢ بار در روز مامان و شب هم بابا می یاد و به مامان کمک می کند .بی اشتها هستی و همش گاز می گیری و بهانه پشت بهانه .ایشاله زودتر دربیان و تو دوباره همان پسره گلم بشی .البته هنوزم هستی می دونم خیلی درد داره .تازه ٢ تاش هنوز نصفه هستند.

پدر و پسر دوتایی با هم بساط پیتزا خوری در پارک راه انداختن ....

پدر و پسر باهم ستاره هارو نگاه می کنند و درباره ستاره ها حرف می زنند.

از هر طریقی واسه گاز گرفتن جلو می ری .بیچاره من و بابا دستامون کبود شده اینقدر گاز گرفتی حالا لباس بابا .............

وحالا جنگ حهانی دهم صورت می گیرد . و بعد به خانه حاچ خانم رفتیم و تو در راه برگشت به خانه در ماشین خوابت برد . شب بخیر مامان جونم .بوس .
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


روزهای سخت دندون دراوردن
