گردش یک روز مردونه پدر و پسر روز یکشنبه
و اما امروز یکشنبه بابا کار داشت برای همین زود امد خانه و تو امروز از ٨ صبح بیدار بودی بابا ١١ امد و برای کاری به اندیشه رفتیم .مامان ننی هم انجا خانه حاجی بابا بودند.تو چنان ذوقی می کردی که نگو و نپرس.بعد از نهار بابا باید می رفت به سره کار و اما تو خانه نمی امدی برای همین هم از ساعت ٢ با بابا صاقد رفتی اداره شان .توی راه به بابا می گفتی می خوام بیام اداره کار کنم پولامو جمع کنم واسه خودم پلنگ صورتی بخرم .و انجا با همکارهای بابا کلی بازی و شادی کردین و بعد از کار هم عصری با هم به تمرین پرسپولیس رفتین .و ٨ امدین خانه و با بابا رفتی حمام و بعد هم شام و و حالا ساعت ١٠.٣٠ هستش و نمی خوابی پس چرا مگه خسته نیستی .خانه را هم که با زحمت تمیز کرده بودم الان کنف یکون کردیش .بله پسره شیطون .

امیرعلی و بابا صاقد در اداره بابا .و البته با اسبببببببببببببببب.

و این هم همکاران خوب بابا همرا با کارمند کوچولو .همه هم مجرد هستند .

امیر علی در باشگاه پرسپولیس البته سره تمرین انها بود .

فدات بشم من .امیر علی در باشگاه پرسپولیس .پرسپولیسی کوچک.

بابا می گه اینجا می گفتی :پرسپولیس قهرمان .پرسپولیس نام بزرگیه.وهم تیم بزرگیه که بیشترین طرفدارروداره.امیرعلی ماهم یکی ازاونهاست.

این هم عکس با مهرداد اولادی بازیکن تیم ملی فوتبال وپرسپولیس از بسکت تا فوتبال .قربونت بشم من .

الهی یک روز خودت قهرمان بشی .این ارزوی همه مادر پدرهاست موفقیت فرزندانشون .موفق باشی .


گردش یک روز مردونه پدر و پسر روز یکشنبه
