امیر علی در نمایشگاه کیتکس عمو پورنگ
سلام بر گل خودم امیر علی مامان عزیزم فدات بشم من از این چند روزی را که برات تعریف نکردن بگم که ؟................................
بیا دنبالم تا برات تعریف کنم .بوس گنده از لبای شیرینت .
چون خاطرات و عکسها کمی زیادن روی عکسها برات تعریف می کنم که چهارشنبه مهمان عمو مهدی و خاله نازنین بودند و خیلی به ما و تو خوش گذشت .البته تو از صبح زود خانه مامان زری بودی و شب با مهمانها رسیدی و 5 شنبه هم خاله سحر و عمو مرتضی اومدند و که عصری با عمو مرتضی رفتی دوتایی اندیشه و تو تمام راه را خواب بودی و در راه برگشت تازه بیدار شدی .شب خاله سحر داشت ظرف می شست با لیوان دستش را بد جور برید و رفتند درمانگاه و 6 تا بخیه خورد و تو همش نگران دست خاله بودی و ناراحت بودی .خلاصه شب خوبی بود و مامانو خاله سحر هم تا مردها و تو بیاین کلی پیاده روی کردیم و گردش و خرید و خیلی به ما هم خوش گذشت .
حالا بقیه خاطرات :

پسر ماه من می خواستی بری خانه مامان زری

امروز صبح ساعت 12 ظهر اماده شدبیم بریم نمایشگاه کیتکس که فوق العاده ترافیک بود و تازه 1 رسیدیم و نمایشگاه خیلی جالب و پر باری بود و ما خیلی خوشمون اومد البته اختتامیه نمایشگاه بود عمو پورنگ هم رفته بود چون ما دیر رسیدیم .

پرده اتاق کودک

وای اینجا را که دیدی ول نکردی و گفتی اسب می خوام و بعد کلی نگاه کردن بالاخره دوباره اسب خریدیم .

اسب بازم اسب .اسب را که خردیم گفتی زرافه هم می خوام گفتم فقط یکی اسب را بده تا زرافه بخرم گفتی نه ممنون همین یکی اسب خوبه ما هم کلی خندیدیم .اسب را عاشقانه دوست داری .

ماشینهای کودک

عاشق تختهای ماشینی شده بودی و زود می دویدی اونجا تا عکس بگیریم .اما خیلی گرون بودند .

اینجا هم ایستگاه شادی

و این هم یه مدل دیگه تخت ....

اینجا هم بازی بسکتبال و ...

بازم تخت مدل دیگه ..............خیلی گرون بودند تقریبا 3000000 در می یومد .

اینجا هم رستوران کودکان بود خیلی ایده جالبی بود .اما تو نخواستی غذا بخوری

از این دلقک فرار می کردی ما کلی از دستت خندیدیم ...........

از دلقکها فرار کردی ها ..................

طبقه پایین اومدیم که بریم واسه خونه که گفتی کباب می خوام و اما صف غذا دو کیلومتر بود رستوران معروف هانی ما هم تقریبا بالی یک ساعت درصف بودیم تا نوبتمان رسید و تو هم کلی کباب خوردی و جای همه خالی خیلی غذاهاش عالی بودند .

این هم از نمای بالا رستوران و پر از جمعیت

این هم اسب هایی که خردیدی هاااااااااااااااااااا

این هم مسواک و خمیر دندون که قرار شده هر شب بزنی تا دندونات سالم بمونند .
بعد از کلی ترافیک برگشت هم اومدیم خونه و خانه بهم ریخته که دو روز مهمان داشتیم را سه نفری با هم مرتب و تمیز کردیم و الان نشستی داری با صادق نقاشی می کشی و منم دارم تند تند می نویسم تا به شما ملحق بشم .دوست دارم گل پسر .راستی یادم رفت بگم که دخترا می یومدند و تو رو بوس کنند و تو هم فرار می کردی .به به افرین چه پسری از الان به دخملا رو نمی دی و اونا دنبالتن .افرین همین طور ادامه بده ...................................


امیر علی در نمایشگاه کیتکس عمو پورنگ
