یک روز قبل از تولد 2 سالگی امیر علی
مثل برق و باد گذشت و داره فردا که تولده ٢ سالکیت هست می رسد.و چه زود گذشت .امروز از ساعتی که بیدار شدم تا این ساعت که تو خوابیدی سره پا بودن و کار کردم .برای فردا قرار شد که فقط به خودت خوش بگذرد البته خیلی دوست داشتیم تمامی فامیل هم در خوشی ما باشند اما به دلایلی هیچ کس را دعوت نکردیم اگر خدا بخواهد ساعت یک کیکت را که سفارش داده بودیم میگیریم و به اتلیه سها می بریم .بعد هم به خانه مامان زری می ریم تا در انجا دوره هم جشن بگیریم .برای فردا قرمه سبزی خیلی خوش مزه چون تو دوست داری و یک ته چینه مرغ درست کردم .تا فردا کاری نداشته باشم دلم نمی خواست مامان زری را بیشتر از این به زحمت بیندازم . امروز مامان زری خیلی دیر امد و من به تنهایی همه...
نویسنده :
مامان امیر علی
18:51




