امير علي مردانيامير علي مرداني، تا این لحظه: 17 سال و 5 ماه و 13 روز سن داره

باهوشم

5 شنبه آخره سال 89

سلام امیر علی مامان .امروز ساعت ۴ رفتیم تا اداره بابا که برویم خرید اما تو تا ۶ خوابیدی .بعد هم رفتیم خانه شیرین خانم .که خاله شهلا با کولی سوقاتی از کانادا آمده بود .یک تی شرت با یک سیوشرت که کمی بزرگ بود.اما تو خیلی دوست داشتی و کلی برای انها مخصوصا عمو بهروز شعر خواندی و شیرین کاری کردی که بهت یک ۵۰۰۰۰ تومانی هم کادو داد . تو گفتی دست گلت درد نکنه عمو . و با کلی مکافات ساعت ۱ شب آمدی به خانه آخه قایم شده بودی و نمی آمدی به خانه و یک ضرب برایشان حرف می زدی  و شیرین کاری می کردی.چشات کوچک شده بود و قرمز اما نمی خوابیدی . بعد که امدی خانه زود خوابیدی . من رفتم در وب لاگت دیدم صدات نفره دوم شده .خیلی خوشحال شدم. بهت تبریک می ...
12 فروردين 1390

صدای امیر علی مامان

 می نویسم که : پسره نانازم .خیلی خیلی دوست داریم . این چند شب می خواستیم صدات را ضبط کنیم اما مگه می شد . تا تو دوربین را می دیدی ساکت می شدی .اما وقتی دوربین نیست تو دائم در حال حرف زدن هستی .اما بالاخره دیروز که داشتیم می خوابیدیم با موبایلم صدات رو ضبط کردم .اما نمی دونم می شه گذاشت جای صدای قبلی یا نه ؟آخه صدای قبلی تو به زور حرف زدی .اما کوچکتر که بودی درستر حرف می زدی اما الان بازیت می گیره و ما را سر کار می زاری .ای ناقلا. ...
23 اسفند 1389

نامه ای برای تو

امروز ۲۱ اسفند ۸۹                     پاکت نامه                                                              و نامه ای برای تو ...
21 اسفند 1389
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به باهوشم می باشد