تولد مامان ندا
پسره نازم .امروز تولد مامان نداست و تو و بابا برایم گل و کلی کادو خریدید.خیلی از هر دو شما ممنونم .تا جبران کنم. دوستتان دارم و کسانی که یادم بودند و برایم تبریک فرستادند.از همگی شما دو ستان ممنونم. دوستتان دارم. این هم گل شما ...
نویسنده :
مامان امیر علی
14:30
یک خوشحالی برای یک پدر و مادر خوشبخت
سلام به امیرم . دیروز که بابا برای خرید مجله شهرزاد رفت دید که عکس تو را در بچه های الکترونیک مجله شهرزاد چاپ کرده و به من زنگ زد و من و تو نه با دایی نوید داشتیم به خانه مامان زری می رفتیم سره راه یک مجله خریدیم و عکس تو را دیدیم و به همه گفتیم و خیلی خوشحال شدیم . امیدواریم همیشه خوش شانس و موفق باشی .هم صدات دوم شد هم عکست چاپ شد .ما خوشحالیم به خاطره داشتن پسری مثل تو................... این از طرف مامان ندا و این هم از طرف بابا صادق ...
نویسنده :
مامان امیر علی
14:25
خدای بزرگ من
سلام پسره مامانی .امروز دلم خیلی گرفته بود اما زود به خودم دلداری دادم و گفتم خدای من هم بزرگه.می دونی پارسال یک تولد حسابی برات گرفتیم اما امسال خانه مان خیلی کوچکتره و دیوارهای تاریکی داره بر ای عکس گرفتن . از پژوهشکده هوش زنگ زدند و وقت دادند و گفتند که تو را برای ارزیابی به انجا ببریم.و من تو را بردم تو در یک جا نمی ماندی و همش خانم دکتر را دنبالت می کشاندی و زود پی پی ات گرفت و به پشت در رفتی و من بیچاره مجبور شدم بشورمت و عوضت کنم . خلاصه تا دو هفته دیگه جوابش می یاد ................ و من منتظرم . ...
نویسنده :
مامان امیر علی
14:23
تدارک تولد دو سالگی
سلام مامانی من .الان که دارم این را می نویسم تو با مامان زری رفتی خانه خاله منیجه.به قول خودت . دیروز رفته بودم بوستان پونک برایت لباس برای اتلیه بخرم نامت را در روز جشن تولد اردیبهشتی ها نوشتم .عمو فروتن هم می اید کیک و یه جشن حسابیه .امید وارم خوشت بیاد. من و بابا خیلی خوشحالیم و دلخوشیمان شده تو و تو و تو امیدوارم همیشه قدر پدر و مادرت را بدانی که خودشان را وقف تو کرده اند . سعی کن دوستان واقعی تو اول خدا بعد هم پدر و مادرت باشند . در انتخاب دوست کسی را انتخاب کن که در عین دوستی غیبت تو را نکند و در مواقع سختی پشتیبانت باشد. ...
نویسنده :
مامان امیر علی
16:30
موفقیتهای امیر علی
پسره مامانی من .در این دو سال بهترین کار و سر بلند بالا آمدن تو اول واکسنهایت بعد هم دندانهایت بودند. بعد به ارایشگاه کودکان و گرفتن لوح کوتاهی موهایت انجام شدن وبلاگت به نام خرگوش نفره دوم شدن در نی نی وبلاگ در مسابقه شعر خوانی چاپ شدن عکست در مجله شهرزاد بردنت به پژوهشگاه هوش کودک و تست گرفتن از تو برای تولد امسالت از اتلیه سها وقت گرفتیم تا چه بشود..... خلاصه هنوز دو سالت نشده کلی شانس و موفقیت داشتی و برنده بودی امیدوارم همیشه در تمامی مراحل زندگی پیروز باشی........... خیلی دوست داریم ...
نویسنده :
مامان امیر علی
13:35
مروری بر دو سال گذشته امیر علی
شمارش معکوس تا تولد دو سالگی امیر ماااااااااااااااااااااااااااااااااااا چه روزهای ما با تو به سرعت گذشت و ما یک سال دیگر به پیری نزدیکتر شدیم . همه بزرگتر ها می گفتند بچه ها زود تر از انچه ما فکرشو بکنیم بزرگ می شوند. و چه زود گذشت. علایق : بازی : سرسره .بازی فکری دوستان : هلیا .مامان زری غذا : در واقع هیچ . اما قورمه سبزی را دوست داری زمان حرف زدن : ده ماهگی به را ه افتادن : یک سال و یک ماه دندان در اوردن : ۵ ماهگی قد : ۸۴ وزن : ۱۰:۵۰۰ شعر اهنگها و قصه زیاد بلدی و با خود می خوانی تا ده به فارسی و انگلیسی و الفبای انگلیسی تا اخرش تمام اطراف خود را به خو بی شناخته و درک و...
نویسنده :
مامان امیر علی
19:56
امیر علی در عروسی عمو مهدی
پسرم این عکس ها مربوط به عروسی عمو مهدی و خاله سحره که لباسی که عمو سعید از سنگاپور برات آورده را پوشیدی . ...
نویسنده :
مامان امیر علی
19:39
حکایتهای شیر و امیر علی 1
سلام مامان جون در این مدت که شیر روزها نمی خوری بهونه هم زیاد می گیری .همش می گی بزار ببینم آقا گرگه خورده ؟ دوروست نکردی ؟ دلم می سوزه اما چاره ندارم . به صلاح خودت هست .چون زیاد دوست دارم . اما غذا خوردنت و شیر پاستوریزه خوردنت خیلی خوب شده .امیدوارم بتوانم کلا ازت بگیرم . دیگه بسه مامانی من . دیروز رفته بودیم عروسی . همش محوه خواننده شده بودی و توهم می خواندی و راه می رفتی . تو عاشق خوندن هستی و دائم می خوانی و راه می روی . ...
نویسنده :
مامان امیر علی
19:14
عاشقتیم
این عکس برای وقتی که دلمان واسه نی نی بودنت تنگ می شه .............................. ...
نویسنده :
مامان امیر علی
2:48



