امير علي مردانيامير علي مرداني، تا این لحظه: 17 سال و 5 ماه و 5 روز سن داره

باهوشم

مامان ننی برگشت از حج

1390/3/18 23:18
2,876 بازدید
اشتراک گذاری

سلام پسرم چند روزی دیر کردم  و برایت از خاطراتت ننوشتم .اما از چهارشنبه هفته پیش برایت بگویم که تو را از صبح خانه مامان زری گذاشتم و به خانه مامان ننی رفتم تا تدارک امدنش را از مکه ببینیم .

با بابا صادق خریدها را کردیم .گل و پارچه و .... خریدیم .گوسفند را هم با عمو مهدی هماهنگ کردند .خاله نازنین هم پیش من ماند تا به کارهای دیگر برسیم .خلاصه همه کارها تمام شد .صبح هم به فرودگاه رفتیم و مامان ننی و حاجی بابا و خاله اذر با طاهره و پدرش به سلامتی همگی ار خانه خدا امدند .و ما کلی ذوق کردیم .همگی اول به خانه حاجی بابا رفتیم و بعد دوباره به خانه مامان ننی امدیم و گوسفند کشتیم و تو کلی دلت برایش سوخت و می ترسیدی نزدیک بشی .خلاصه اخره شب با اصراره روزین ساکها باز شدن و مامان ننی کلی ما را شرمنده کرد و برایت کلی سوقاتی اورد.تیشرت با شلوار .

makeh

هلیا و امیر علی در فرودگاه ١٢ خرداد ٩٠ ساعته ٢ ظهر

forodgah

روزین و امیر علی و هلیا در فرودگاه مهراباد در حاله بازی با اسبهای متحرک

asb

وای خدای من اینجا هم اسب .هلیا و تو با دیدنه اسب رفتید و گیر دادید تا عمه سهیلا برایت خرید.

خلاصه این روز هم تمام شد .

شب قرار شد تا فردا صبر کنیم تا جایی در شمال برای عمو مجید خالی بشود و همگی با هم به شمال برویم .

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

مامان ماهان
18 خرداد 90 23:59
چشمت روشن عزیزم الهی یه روز خودت بری امیر علی خیلی نازی خوش تیپ
مامان فرشته
19 خرداد 90 1:46
چشم و دلتون روشن الهی قسمت خودتون بشه مبارک سوغاتی ها امیر علی جونم بوسسسسس
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به باهوشم می باشد