تولده خاطره
پسره مامانی من بازم مامان زری فداکار و خاله مهربان دوباره همه را جمع کرد و تولده خاطره را خانه شان گرفت .بعد از شام هم به سفره خانه رفتیم برای چای و قلیون .خیلی خوش گذشت .
امیر علی و بابایی جونت که عاشقشی .

امیر علی با کیک خاطره .گرفتن این کیک هم واسه خودش حکایتی بود .

امیر علی با زهیر داداش خاطره در تولده خاطره .زهیر بسکتبال بازی می کنه .

این هم دایی پوریا شیطون که داشت بی اجازه به تو نوشابه می داد .هر چی من می خوام سالم خوردن را عادت کنی بقیه نمی زارن .
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


تولده خاطره
