امير علي مردانيامير علي مرداني، تا این لحظه: 17 سال و 5 ماه و 7 روز سن داره

باهوشم

گریه امیر علی واسه نرفتن خاله سحر به خانه شان .

1390/5/19 11:47
1,172 بازدید
اشتراک گذاری

سلام پسره ماهم .

دیروز صبح که بیدار شدی مامان زری امد دنبالت و تو هم با ذوق رفتی و از من هم خداحافظی کردی .اخه خانه مامان زری را خیلی دوست داری .من هم تند تند شامم را درست کردم خانه را که تو به هم ریخته بودی را تمیز کردم و از ساعت ١ با خاله سحر واسه پارک ابی قرار داشتم .جات خیلی خالی بود انگار رفته بودیم دریا .اما مامان حسابی سوختش و تو همش می گفتی مامان چرا قرمز شدی ........

نمی دونم چرا سوختم .خیلی سعی کردم اینطور نشه ها اما شد .به هر حال عصری هم خسته امدیم خانه و تند تند بقیه کارهایم را کردم و تو هم امدی و خوابت برد .

تا ٩ شب خواب بودی عمو مرتضی و بابا هم امدند و یک شب خوب کنار هم داشتیم .

وقتی بیدار شدی لباسی را که دایی پوریا واسه فوتبال برات خریده را پوشیدی که خیلی برات بزرگه و کلی ذوق می کردی .

اما وقتی خاله اینا می خواستند برن خانه شان کلی گریه کردی که نرن .اما نمی شد که باید می رفتند.تو هم ساکت نمی شدی .تا ١ ساعت .به هر ترتیبی بود گولت زدیم و تازه شارز شده بودی و نمی خوابیدی و کلی بازی کردیو ساعت ٢ شب خوابت برد.

شب بخیر .بوس

lebasssssss

لباس فوتبالی که دایی پوریا برات خریده.دستش درد نکنه .

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (12)

مامان ماهان عشق ماشین
19 مرداد 90 13:09
لباست مبارک فوتبالیست کوچک.ایشالله تو مسابقه قرآنی هم حتما برنده ای.کدت رو برام بفرست تا بهت رای بدم.تو همین الانم برنده ای که تو این سن بلدی قرآن بخونی عزیزم.
مامان نسترن
20 مرداد 90 8:25
سلام مامانی. خوبی؟خوش می گذره؟ ممنونم از پیشنهادت. راست می گی می دونم tvچقدر واسه بچه ها ضرر داره. اما چیکارکنم که عادت کردم بهش. درسته باید دنبال زبان دوم باشم. ممنونم
مهرانه مامان مهرسا
20 مرداد 90 10:11
آفرين به اين گل پسر باهوش خيلي صداش قشنگ بود آفرين به اين مامان مهربون راستي من هنوز با مهرسا زبان انگليسي كار نكردم يه سي دي با دوستم خريده بوديم به نام braini baby مي خوام براش بزارم .راستي سي دي امير علي چيه ؟
مامان الی
20 مرداد 90 10:51
به به چه گل پسر ماهی لباست خیلی قشنگه خاله جون خیلی بهت میاد ایشالله یه روز یه فوتبالیست بزرگ بشی...
مامان سهند
20 مرداد 90 12:28
آفرین عزیز دلم. لباس قشنگت مبارکت باشه.
مامان راد ین
21 مرداد 90 0:19
سلام چه جالبه رادین الان 4 ماهشه و پیش خاله سهیلا میمونه و من میریم دانشگاه خالش همش میگه یعنی روزی میشه که رادین پشت سر من گریه کنه که خاله نرو.... این پست رو بهش نشون دادم و گفتم ببین یعنی میخوای مثل امیر علی گریه کنه ؟؟؟ الهی اشک چشم هیچ بچه ای رو نبینیم مخصوصا تو امیر علی جونم
الهام مامان رامیلا
21 مرداد 90 17:46
سلام امیر علی نازم خوبی خاله لباستم مبارک باشه خاله جون نمی شه که خاله نره خونشون دیگه گریه نکن ولی بچه ها خیلی خاله هاشون رو دوست دارن مثل رامیلای من که عاشق خاله اشه دوست خوبم من شما رو لینک کردم دوست داشتی شماهم لینک کنید بای و بوسسسسسسسس
مامان ماهان
21 مرداد 90 22:23
آفرین به ورزشکار کوچولو لباستم مبارکههههههههههه
helia & sara
22 مرداد 90 10:45
امیرعلی جونم سلام دلم برات تنگ شده بود صداتو که تو خونه شنیدم این احساس بهم دست داد آفرین خیلی قشنگ خوندی خدا همیشه نگهدارت باشه عزیزم راستی هلیا هم کد 3 هستش
مامان آريا
23 مرداد 90 10:54
لباست خيلي بهت مياد عزيز دلم دست دايي پوريا درد نكنه ماماني حسابي تني به آب زدينا بوس براي جيگر خاله
مامان گیسو
23 مرداد 90 17:12
سلاممممممم عزیزم خوبی ؟ عشق خاله خوبه ؟ دوست جونممممممممم دلم براتون تنگ شده بود به خدا اصلاً وقت نمی کنم بیام نت منو ببخش عزیزم امیرعلی رو ببوس از طرف من نظر خصوصی برات گذاشتم
عمه لیلا
23 مرداد 90 17:13
بی معرفت حالا میایی اندیشه بی خبر میری باشه عیبی نداره.چرا وبتو بروز نمیکنه مامان ندا؟دلمون براتون تنگ شده بوس بوس
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به باهوشم می باشد