تمرین تیم پرسپولیس
سلام امیر علی مامان .
امروز شنبه از صبح با هم بودیم و دوتایی با هم کلی حال کردیم و بهمون خوش گذشت و عصری که بابا امد سه تایی رفتیم کمی خرید و من رفتم تا شام درست کنم و تو و بابا صاقد رفتین تمرین تیم پرسپولیس را ببینید و همچنین تو به ورزش علاقه مند بشی .
٨ امدین و یا یایا رفتید حمام و شام خوردیم و تو هم شروع کردی به اتیش سوزوندن .تمام اسباب بازیها را بیرون ریختی و در وانت بدون اینکه من بفهمم اب ریختی و نشستی توش و راحت لم داده بودی .و این پر از تعجب برای ما بود چون تا امشب می ترسیدی که توش با اب بشینی و بعد کل لباسهای کشوت را توی ابش ریختی و شروع به مثلا شستن کردی .اینقدر این برقها را خاموش روشن کردی و کلی کارهایی که یادم نیست می خواستم داد بزنم اما دیدم فایده ای نداره خانه انگار بمب زدن توش وای از دست تو .

از بس که تقلید کنی .رفتی دیروز خانه مامان زری زیرپوش بابایی را خودت پوشیدی و عینکش را برداشتی و گفتی با ذوق من بابایی شدم .

امیر علی سر تمرین پرسپولیس
امیر علی در حال تشویق بازیکنان فوتبال

امیدوارم روزی خودت در هر رشته ای که دوست داری قهرمان بشی نه تماشاچی .ما هم تمام تلاشمان را برای رسیدن تو به هدفت هر چه که باشد انجام میدیم .

از وانت که می خواستی بیای بیرون افتادی.

دوباره نشستی در وان خودت و کلی خودت را خیس کردی .

و حالا با رضایت کامل نشستی و مثلا داری شنا می کنی .
الان هم من ماندم و این خانه بسیار بهم ریخته .البته تو و بابا خوابتان برده و بی خیال همه چی .بیچاره این مامانها .


تمرین تیم پرسپولیس
