کادوی بابا به امیر علی و شیطنتهایش
سلام .پسرم .دوباره پسره خوبی شدی و ما را کمتر اذیت می کنی و قول دادی دیگه با کسی دعوا نکنی و همه را دوست داشته باشی برای همین هم بابا دیروز برایت یه میمون به عنوان جایزه خرید تا همیشه یادت باشد که قول دادی .
اما دیشب شب قدر بود و ما هم قران می خوندیم مگه تو گذاشتی اصلا نمی فهمیدم چی می خونم .در همان یک ساعت کلی اتیش سوزوندی و خانه را کنف یکون کردی کلی خودت را خیس کردی و برقها را خاموش روشن می کردی و ....
من هم کلی عصبانی شدم و از عصبانیت نمی دونستم باید بهت چی بگم بنابراین بابا را دعوا کردم و تو هم ساکت شدی

بابا صاقد به خاطره همه چی ازت ممنونیم .

این هم از دیشب .

دیدم صدای آب می یاد .بله شیر اب را باز کردی و داری سطل را اب می کنی . روی اسبت می ریختی و می گفتی دارم می شورمش .

چی بگم بهت .پادشاهی دیگه البته تا ٧ سال .
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


کادوی بابا به امیر علی و شیطنتهایش
