امير علي مردانيامير علي مرداني، تا این لحظه: 17 سال و 5 ماه و 9 روز سن داره

باهوشم

امیر علی در نمایشگاه عمو پورنگ و امیر محمد

  سلام گل پسرم خوبی ؟ امیدوارم همیشه موفق باشی .امروز روز عید از صبح بیدار شدیم و تا بابا نون تازه بخره و صبحانه بخوریم من و تو حاضر شدیم تا بابا امد و همه صبحانه خوردیم و حاضر شدیم و 12.30 رفتیم به خیابان حجاب نمایشگاه .عمو پورنگ و امیر محمد هم در انجا غرفه داشتند و برای سی دی شبکه کودک تبلیغ داشتند و از تو هم عکس تکی انداختند واسه سی دی که ماه اینده می یاد و کلی هم به تو خوش گذشت و کلی با همه عکس انداختی بعد از غرفه عمو پورنگ به غرفه های دیگه که می رفتیم غرفه تراشه های الماس را دیدیم که تو رو شناختند و عکس تو رو که روی جعبه انداخته بودند به ما نشان دادند واسمون جالب بود بعد هم از تو در مقابل مشتریان کارتها را پرسیدند و تو هم جواب می د...
1 آذر 1390

هفته ای که گذشت .......

سلام بر امیر علی خودم .خوبی پسرم ایشاله هر جا که باشی شاد و سلامت باشی .از روز سه شنبه تا امروز که جمعه هست را برات می نویسم .چهارشنبه من و تو در خانه بودیم و کلی کارت بازی کردیم و تو خیلی جلو افتادی بدون اینکه ما یادت بدیم از روی سی دی خودت یاد گرفته بودی عصر ان روز من خانه تکونی جزیی کردم و خرید هفتگی تو هم با مامان زری خونه بودین بعد از شام هم خانه شیرین خانم رفتیم مامان ننی انجا بودند و برایت یک اسباب بازی جالب خریده بودند و تو هم با مامان ننی کلی بازی کردین .5 شنبه هم برات بگم من و بابا با هم عصری بیرون رفتیم و خرید و تو هم خانه مامان زری بودی و ما هم شام امدیم انجا و جمعه هم بعد از خوردن صبحانه رفتیم اندیشه خانه حاجی بابا و تو هم کلی ...
28 آبان 1390

باورم نمی شه .... هوراااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

سلام بر گل خودم .نمی دونی امروز چقدر خوشحالمون کردی قبل از اینکه بگم توضیح بدم که ( سی دی مرحله دوم تراشه های الماس را بیشتر انگلیسی اش را می بینی و کمتر فارسی را دوست داری اما چند باری دیدی ) امروز بعد از چند روز کارت بازی نکردن گفتم بیام و کلمه جدیدی را بهت یاد بدم کارتی را اتفاقی دراوردم و ازت پرسیدم کمی نگاه کردی و گفتی ( رفت ) باورم نشد درست گفتی دومی را در اوردم گفتی (عروسک ) گفتم داد زدم یا فاطمه زهرا و کلی بوست کردم بابا هم امد گلی با هم ذوق کردیم کلمه بعدی را پرسیدم و گفتی ( حمام ) وای خدا جون درست گفت دوباره (صابون ) را هم درست گفتی اینها را اصلا بهت یاد نداده بودم و خودت از روی سی دی یاد گرفته بودی و به درستی خوندی امدم بعدی را ب...
25 آبان 1390

امیر علی تقلید کن ............

خیلی تو ما را به خاطر تقلید های زیادت اذیت می کنی به شدت تمام تقلید می کنی اگه بابا از حموم بیاد تو هم باید بری و حوله لباسی مثل بابا بپوشی و اگه من بخوام کاری کنم تو هم بلا فاصله تقلید می کنی یا داری سی دی زبان می بینی هر کاری انها می کنند تو هم می کنی در تلویزیون داشت وزنه برداری نشون می داد تو هم وردنه را برداشتی و مثل انها بلند می کردی شلوارت را دور گردنت می نداختی مثل دستمال انها و دیگه بردیمت دکتر به دکتر می گفتی منو هم ماینه کن دهنت را باز می کردی و چوب معاینه دهن بابا می کردی انگار نه انگار امدی دکتر اصلا نمی ترسی و می خندیدی و تقلید می کنی اگه بخوام از تقلیدات بنویسم یک دنیا باید بنویسم بدون کاری نیست که تو تقلید بالافاصله نکنی . ...
25 آبان 1390

پیشرفتهای امیر علی مردانِی

سلام پسرم عیدت مبارک .امروز از همیشه بیشتر کارت بازی کردیم کلی مرور گذشته و مرحله اول و مرحله دوم و بخشهایی از کتاب مرحله 3 و دوره کلمات مرحله 3 راهم با هم بازی کردیم و تو هم بسیار عالی و بی غلط انجام دادی و کلی پیشرفت کردی .امیدوارم تمامی مراحل را هم به این خوبی گذرونی . این هم از کلمات در مرحله دوم که تو در ان موفق بودی .افرین پسرم .دوست دارم   این هم امیر علی که از دستشویی اومده و شلوارش را مثل همیشه خودش پوشیده و گفتی از منم عکس بگیر .فدات بشم من .بوس امیدوارم این روزهای پر از عید بر همه شما دوستان خوش و سلامت باشد و به همه شما ها خوش بگذرد . ...
23 آبان 1390

برنامه ریزی و مشخص کردن هدف

سلام بر گل خودم .می خواستم در این پست یک تحربه را برایت بگویم و ازت بخواهم تا همیشه در زندگی اول هدف محکم و بعد هم برنامه ریزی داشته باشی تا هم دچار روزمررگی و افسردگی نشی هم موفق بشی در تمام کارهات و هم کانون خانوادت را همیشه گرم و شاد بکنی و هزاران مزیتهای دیگه . الان یعنی در این پاییز من سعی دارم می کنم تو رو با برنامه ریزی اشنا کنم .و دائم بهت می گم و نشون می دم .من و تو که از خواب بیدار می شیم 9.30 یا 10 صبح هست اول با هم صبحانه می خوریم و بعد من برایت سی دی زبان می زارم و به تمیزی و مرتب کردن خانه می پردازم البته از بس که تو تقلید کنی تو هم مشغول می شی .بعد از اینکه خانه مرتب و با ارامش شد هر دو با هم کارت بازی می کنیم و نقاشی می کش...
22 آبان 1390
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به باهوشم می باشد