خاطرات تعطیلات نیمه شعبان
شنبه وقتی بابا صاقد خانه امد تو به خانه مامان زری رفتی اخه من و بابا باید واسه کاری بیرون میرفتیم در راه برگشت همه جا جشن بود و شربن و شیرینی می دادند . خیلی زیبا بود بابا صاقد تا به خانه مامان زری برسیم ١٠ تا شربت خورد .وقتی امدیم تو را به گردش به جاده امامزاده داوود بردیم و بلال خوردی .اما دوربین نبرده بودیم و عکس نداری شام هم خانه مامان زری بودیم . یکشنبه صبح تو وقتی بیدار شدیم تصمیم به خانه تکانی گرفتیم و من و بابا صاقد کلی زحمت کشیدیم . تازه غذای خوشمزه ته چین مرغ هم درست کردم و تو زرشکهاشو می خوردی .تو هم در این گیرودار واسه خودت همه کار کردی .ارگ میزدی و می خوندی .همه جارو با اسکاش کفی کردی و خلاصه دخالت می دادی خودتو ب...
نویسنده :
مامان امیر علی
0:06







